امروز : چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396
   
    • قهرمانی های تختی را در سایه پهلوانیش فراموش نکنیم

      «آقا تختی» تنها کشتی گیری است که 3 مدال المپیکی دارد

      «آقا تختی» تنها کشتی گیری است که 3 مدال المپیکی دارد

      هر اتفاقی که 17 دی ماه سال 46 در اتاق 22 هتل آتلانتیک رخ داده باشد،تفاوتی ندارد چرا که تختی آن روز نمرد و زندگی دیگری را در بین مردمان جامعه ایرانی آغاز کرد.

      حتی آن سند محضری که رژیم سابق به عنوان وصیتنامه مبنی بر تایید خودکشی هم رو کرد ،تفاوتی ندارد ،چرا که تختی زنده است و دلیل این زنده ماندن ،چگونگی زندگی اوست نه نحوه مرگش.
      تختی هیچگاه نمی میرد و دلیل ساده ایی هم برای زنده ماندن او وجود دارد . چرا که برای مردم فارغ از هر سیاستی ،معیارهای اخلاقی و جوانمردی کهنگی ندارد.وقتی آنچنان زیسته ای که یک پسر بچه وارد سالن مسابقات می شود و جمعیت را کنار می زند تا در آغوش تختی بغضش را خالی کند یا آنگاه که تختی با مردم بودن را به مقام و ثروت ترجیح می دهد و در تقابل با منافع مردم قرار نمی گیرد یا آنجا که دیگر همه دنیا می داند پهلوان ما پای مصدوم الکساندر مدوید را در طول مبارزه دست نزده یا وقتی که کمک حال مردمی و هزاران خاطرات خوبت نسل به نسل نقل محافل می شود ،زنده می مانی ،فارغ از آنکه چگونه مرده باشی.
      باید جوانمردی درنهاد یک شخص باشد تا حتی در فینال جهانی 1962 تولیدو هم آن را به منصه ظهور برسانی.
      الکساندر مدوید روح پهلوانی آقاتختی را روی تشک مبارزه فینال رقابتهای جهانی 1962 تولیدو درک کرده بود که اکنون هم با گذشت این همه سال از آن فینال که یکی از سندهای تاریخی ،مرام پهلوانی اقا تختی به شمار می رود ،همچنان از پهلوان ما به نیکی یاد می کند و تصاویرش را در خانه کشتی بلاروس نگهداری می کند.
      جوانمردی و انسانیت آقا تختی حرف جدیدی در جامعه ایرانی نیست ، حداقل سالی یکبار یا شاید هم دوبار به مناسبت درگذشت و زادروزش برصفحات رسانه های نوشتاری نقش می بندد یا بر روی خروجی خبرگزاریها می رود و در گزارش های رادیو و تلویزیون عرضه می گردد.
      طی این سالها معمولا این جمله را بارها شنیده یا خوانده ایم که :« آنچه تختی را در بین مردم محبوب کرد و به چهره ماندگار اخلاقی در جامعه ایرانی بدل گشت و مورد احترام هم دوره ایهای خود در دنیای کشتی قرار گرفت ،مرام و معرفتش بود ،نه مدالهایش »
      آما آیا واقعیت تختی در همین جملات کفایت می کند؟قطعا آقا تختی مدال مردم را برگردن آویخت که ماندگاری را برای خودش به ارمغان آورد ولی واقعیت فنی تختی را نباید در سایه جوانمردی و خلق و خوی انسانی اش فاکتور گرفت.
      اتفاقا شایسته تر آن است که جهان پهلوانمان را در تمام ابعاد پهلوانی و قهرمانی تفسیر کنیم .آنجا که او در بین مردم دورانش مقبولیت یافت و محبوبیت خاصی پیدا کرد به دلیل رفتار و منش اخلاقمدارانه او بوده که مثنوی هفتاد منی است که همگان نیک می دانند.
      آنجا که آقا تختی سه بار بازوبند پهلوانی ایران را تصاحب کرد نمادی از توجه او به فرهنگ کشتی پهلوانی ایران است که تختی به آن توجه خاص داشت.
      اما این تعاریف واقعیت قهرمانیهای جهان پهلوان ما را که همچنان محبوب قلبهاست تا حدودی نادیده گرفته است.
      نکته اینجاست که ورزشکاران عصر حاضر باید بپذیرند پهلوانی ماندگارتر از قهرمانی است تا جاییکه آقا تختی هم علرغم موفقیت های ویژه و خاصی که روی تشک کشتی از خود بجا گذاشت ،اکنون در تعاریف و تفاسیر دوستان ،هم دوره ایها و اهالی ورزش بیشتر سجایای اخلاقی او در گفتار و نوشتار می آید.
      ولی باید به واقعیت تختی بصورت کاملتر پرداخت. اقا تختی هنوز هم از حیث بازیهای المپیک پرافتخارترین کشتی گیر ایران است.
      در دنیای کشتی ایران هنوز هیچ کشتی گیری را با سه مدال المپیکی نیافته ایم.
      تنها آقا تختی در بین کشتی گیران ایرانی است که سه مدال المپیکی در کارنامه پرافتخارش دارد .1952 هلسینکی زنده یاد غلامرضا تختی در وزن 79 کیلوگرم به مدال نقره رسید.در المپیک 1956 ملبورت آقا تختی در وزن 87 کیلو طلا گرفت و در بازیهای المپیک 1960 رم سومین مدال المپیکی جهان پهلوان ایران در همان وزن 87 کیلو با مقام دومی به ارمغان آمد.
      مدالهای جهانی و آسیایی آقا تختی را هم باید به کارنامه افتخاراتش اضافه کنیم به ویژه آنکه او در 1962 تولیدو هم مدال نقره ای که گرفت در وزن 97 کیلوگرم بدست آورد تا نابغه کشتی ایران در سه وزن موفق به دریافت مدالهای جهانی و المپیکی باشد.
      پس در تفسیر واقعیت تختی بهتر آن است که اورا ورزشکاری معرفی کنیم که مرام پهلوانی او در شرایطی در جامعه ایرانی مورد قبول واقع شده و نسل به نسل ورد زبانها باقی مانده که در اوج اقتدار قهرمانی و افتخار آفرینی بوده است.
      تختی در شرایطی پهلوان بود که قهرمانیها برای او اقتدار آفرین نیز شده بود.بنابراین پهلوانی او را با این وصف بهتر می توانیم به نسلهای بعدی منتقل کنیم که آقا تختی در اوج قهرمانی، پهلوانی را معنا کرد.اتفاقا قهرمانی های تختی اورا به چهره شاخص در کشور تبدیل کرد و مورد توجه مردم قرار گرفت و از آن پس بود که مردم قهرمان خود را بیشتر در قالب یک پهلوان دیدند.
      با این اوصاف این قهرمانیهای تختی بود که زمینه ساز آگاهی های مردم از پهلوانیهایش را فراهم ساخت. تختی اگر قهرمان نمی شد قطعا پهلوان هم بود چرا که پهلوانی در مرام است که یک شبه بروز پیدا نمی کند اما با این تفاوت که اگر قهرمان نمی شد جامعه او را به این خوبی نمی شناخت و پهلوانیهای او نیز شهره عام و خاص نمی شد.
      تختی معیار مناسبی در تاریخ ورزش ایران برای تفسیر توامان قهرمانی و پهلوانی است.
      و چه زیباست آنقدر دوست داشتنی باشی که مردم از حضورت در بازیهای المپیک 1964 توکیو انتظار مدال چهارم المپیکیت را می کشند اما تو به احمد آییک ترک می بازی و در عین شایستگی چهارم می شوی ولی مردم به فرودگاه می آیند و یکصدا فریاد می زنند: ((شیر دلیران کیه رستم دستان کیه غلامرضا تختیه ))
      یاداشت: علیرضا صدرایی
کلیه حقوق متعلق به وزارت ورزش و جوانان می باشد.
مجموع بازدیدها : 4,450,827
تعداد بازدید امروز : 17,900
تعداد بازدید دیروز : 23,172
آخرین به روزرسانی : 1396/02/06